1- عبادت و ذکر
عبادت و ذکر خدا به انسان آرامش میدهد. حضرت حق در قرآن میفرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، آگاه باشید که یاد خدا، دلهای شما را آرامش میبخشد.
یاد و ذکر خدا، دارای مرتب و درجات متعددی است هر چه شخص در طول شبانهروز، بیشتر و عمیقتر به یاد خدا باشد، قلب و شخصیتش آرامتر خواهد بود. اهل ذکر از طمأنینه و آرامش باطنی عمیقی برخوردار هستند؛ به همین دلیل به سادگی، عصبانی و خشمگین نمیشوند. یاد خدا، بیماریهای روحی و روانی آنها را شفا داده است؛ لذا با دیگران مهربان و صبور و اهل بزرگواری و بخشش هستند. تمام قوای ایشان از جمله قوه غضب، در اختیار عقل نورانی آنها هست؛ لذا به جا و به اندازه عصبانی میشوند و موقع عصبانیت، حدود الهی را زیر پا نمیگذارند و چون خشمشان، به دستور عقل و شرع و برای رضای خداست، در باطن آرام هستند. برای اینکه بتوانیم اهل ذکر شویم، لازم است به نمازهای واجب و تعقیبات آنها و خواندن نوافل در حد ظرفیت، اهمیت ویژه بدهیم، همچنین از تلاوت قرآن همراه با توجه قلبی، کمک بگیریم. از اذکاری که اهل بیت(ع) دستور دادهاند، مانند ذکر استغفار، صلوات و «لا اله الا الله» (روزی صد بار) بهره بگیریم، سعی کنیم در مسجد و جلسات منسوب به اهل بیت(ع) شرکت کرده، نورانیت باطنی بیابیم. همچنین با کتابهای اخلاقی و زندگینامه علما، انس داشته باشیم. تذکر: نباید توقع داشته باشیم در مدت کوتاهی و با انجام موارد فوق طی چند روز، به آرامش عمیق باطنی برسیم؛ بلکه توفیق ذکر قلبی و آرامش باطنی، کم کم و به تدریج برای افراد حاصل میشود. چه بسا انسان در روزهای اول ساعاتی را به عبادت بگذراند اما فقط چند دقیقه توجه باطنی به حضرت حق داشته، در بقیه دقایق، غرق در خیالات خود باشد؛ اما اگر ادامه دهد و شرایط لازم عبادت را مراعات بکند مدت زمان توجه او افزوده میشود، تا اینکه مثل اولیای الهی پیوسته قلباً به یاد خدا باشد؛ هر چند در ظاهر مشغول کار و تلاش است.
چه بسا لازم است چندین سال برای رسیدن به ذکر دائمی تلاش کرد؛ اما باید توجه داشت که ذکر دائم، یعنی اکسیر اعظم و درمان همه دردها و شاه راه وصال به حضرت حق. پس نباید آن را کم ارزش دانست و از دیر به دست آمدن آن، خسته شد.
2- اصلاح مزاج
چنانچه در روایات معصومان(ع) و بیان حکما نیز آمده است بدن هر انسانی مزاجی دارد؛ زیرا از چهار رکن تشکیل شدهاند؛ رکن ناری(گرمی)، رکن مائی(سردی)، رکن ارضی (خشکی) و رکن هوایی(تری). بدن انسانها به اندازه مساوی از این ارکان برخوردار نیست، در برخی افراد، رطوبت و سردی بیشتر است که به آنها «بلغمی مزاج» میگویند، در برخی اشخاص، خشکی و سردی زیاد است که به آنها «سوداوی مزاج» میگویند. این دو دسته به دلیل اینکه مزاجشان سرد است، دیرتر عصبانی و غضبناک میشوند؛ زیرا غضب از حرارت است و این افراد به دلیل اینکه حرارتشان پایین است دیرتر عصبانی میشوند.
برخی افراد، حرارت و رطوبت بدنشان زیاد هست که اصطلاحاً به آنها «دموی مزاج» میگویند. دسته چهارم نیز کسانی هستند که حرارت و خشکی در آنها زیاد است که به آنها «صفراوی مزاج» گفته میشود، این دو دسته به دلیل اینکه حرارت زیاد دارند، به عصبانیت و خشم بسیار نزدیک هستند. با کمترین دلیل و به سرعت، عصبانی میشوند و خیلی هم دیر عصبانیت آنها فروکش میکند. این گونه افراد، مانند ظرفی از بنزین هستند که با جرقهای آتش میگیرند؛
به همین دلیل با موعظه و تغییر موقعیت، وضو گرفتن، گفتن ذکر، به راحتی نمیتوانند خشم خود را برطرف کنند.
این افراد برای درمان مشکل عصبانیتشان، در درجه اول، باید مزاج خود را تعدیل کنند. اگر مزاجشان اصلاح نشود و حرارت آنها تعدیل نشد، به شدت مستعد عصبانیت هستند و راهکارهای دیگر، کمتر بر آنها تأثیرگذار است. لازم است این افراد، بیشتر غذاهای سرد بخورند و غذاها و نوشیدنیهای گرم را کمتر استفاده کنند و محیط اطراف را خنک نگه دارند، همچنین لازم است برای شناخت مزاج و تعدیل آن به پزشک متخصص در زمینه طب قدیم مراجعه کنید.
علاوه بر بحثی که درباره مزاج شد، گاهی علت برخی عصبانیتها و تندخوییها، مشکلات جسمی و خونی است؛ برای مثال، کم خونی یا فقر آهن یا پرکاری قوه تیروئید از اسباب تندخویی به شمار میروند؛ از این رو لازم است برای تشخیص این موارد به پزشک متخصص مراجعه کرد.
3- اصلاح ریشههای روانی و اخلاقی عصبانیت
در شماره قبل اشاره شد که عصبانیت افراد میتواند در خصوصیات روحی و اخلاقی آنها ریشه داشته باشد. از حضرت عیسی(ع) درباره ریشه غضب سؤال شد. در پاسخ فرمودند: «الکبر و التجبر و محقرة الناس»؛ خود برتر بینی و زورگویی و حقیر شمردن مردم، برخی که خود را از دیگران بهتر و بالاتر میبینند، به دیگران به چشم حقارت نگاه میکنند و به زورگویی و دستور دادن به دیگران عادت کردهاند، این گونه افراد، خیلی زود از دیگران خشمگین و عصبانی میشوند. در نقطه مقابل، هر چه انسان برای دیگران احترام قائل باشد و در برابر دیگران تواضع کند، دیرتر هم از آنان خشمگین میشود.
همچنین علاقه زیاد به نفس، یکی دیگر از ریشههای غضب و خشم است. حضرت امام خمینی(ره) در این باره میفرمایند: از معالجات اساسی غضب، قلع ماده آن است به برطرف کردن اسباب مهیجه آن و آن، امور بسیاری است که ما بعضی از آن را که مناسب با این اوراق است ذکر میکنیم، یکی از آنها حب نفس است که از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت تولید شود و اینها نوعاً اسباب هیجان آتش غضب شود؛ زیرا که انسان دارای این محبتها، به این امور خیلی اهمیت دهد و موقعیت اینها در قلبش بزرگ است.
اگر فی الجمله مزاحمتی در یکی از اینها برایش پیش آمد کند و یا احتمال مزاحمت دهد، بیموقع غضب کند و جوش و خروش کند و متملک نفس خود نشود و طمع و حرص و سایر مفسدات که از حب نفس و جاه در دل پیدا شده، عنان را از دست او بگیرد و کارهای نفس را از جاده عقل و شرع خارج کند؛ ولی اگر حبش شدید نباشد، به امور اهمیت کم دهد و سکونت نفس و طمأنینه حاصله از ترک حب جاه و شرف و سایر شعبات آن نگذارد، نفس برخلاف رویه و عدالت قدمی گذارد و انسان، بیتکلف و زحمت در مقابل ناملایمات بردباری کند و عنان صبرش گسیخته نشود و بیموقع و بیاندازه غضب نکند و اگر حب دنیا از دلش بیخ کن شود و قلع این ماده فاسده به کلی شود، تمام مفاسد نیز از قلب هجرت کند و تمام محاسن اخلاقی در مملکت روح وارد گردد.
به همین دلیل برای درمان ریشهای غضب و عصبانیت، لازم است ریشههای اخلاقی آن مانند حب نفس کبر و غرور را درمان کرده، برای احترام گذاشتن به دیگران، تلاش علمی و عملی بیشتری به خرج دهیم.
آنچه در درمان غضب مطرح شد، مواردی بود که جنبه عمومی داشت؛ اما در موارد خاص، مانند دلایل روانی و جسمی که برای عصبانیت اشاره شد، لازم است به متخصص مراجعه کرد.
منبع: فارس نیوز